...

 

گاه دلتنگ می شوم

دلتنگ تر از همه دلتنگی ها

گوشه ای می نشینم وحسرتها را می شمارم

و باختن ها را و صدای شکستن ها را ...

نمی دانم من کدام امید را ناامید کرده ام

و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم

که اینچنین دلتنگم؟


میدانم هیچوقت مال من نخواهی شد ولی بازبدون هیچ امیدی دوستتدارم....

_این روزها من

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا

آرامش اهالی دنیا

خط خطی نشود...

اینجا زمین است

اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

اینجا گم که میشوی

بجای اینکه دنبالت بگردن

فراموشت میکنن ...!!! 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند 1393ساعت 23:30 توسط | |

 

مـــــــرد است دیگر...


گاهی تند میشود


و گاهی عاشقانه میگوید...


مــــرد است دیگر...


غرورش آسمان


و دلش دریاست...


تو چه میدانی از بغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد...؟


تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده...؟


تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبر دارد و بالشش...؟


مـــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد...

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند 1393ساعت 23:24 توسط | |

 

سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

اشتباهی هم فهمیده اند.

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند 1393ساعت 23:5 توسط | |

 

انتظار

زیباترین نقاشی دنیاست

وقتی حاصل تصویرش

تو باشی...

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند 1393ساعت 1:11 توسط | |

 

چه آسون تو گذشتی از کنار قلبِ آرومم

ندارم کینه ای از تو با این که خیلی داغونم

همین که مدتی بودی کنار من،ممنونم

قشنگه خاطرات تو واسه تکرارِ هر لحظه

نمی دونم کجا هستی همین الان،همین لحظه

تمومِ من بدون تو به هیچ چیزی نمی ارزه

دیگه قانع می شم کم کم به این روزای تکراری

با یادت زنده ام امشب نگو از من تو بیزاری

تو رفتی و سفر کردی واست شب گریه ها کردم

سقوطو با چشام دیدم واسه چشمات دعا کردم

با این آینده ی خالی با این چشمای بارونی

همش دلواپسِ فردا تو از حالم چه می دونی     

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند 1393ساعت 1:5 توسط | |

 

تا میتونی نگاهم کن میخوام از مرز تو رد شم

میخوام مثل همه دنیا یه شب با تو منم بد شم

تا میتونی نگاهم کن که تو چشمات شکستم من

نگفتم رازمو شاید بفهمی با نگاه کردن

تا میتونی نگاهم کن نگاهت مثله فانوسه

یه ساحل تو دله دریا یه رویا تویه کابوسه

نگاهم کن نگاهت منو جذب خودش کرده

دلم گیره به احساست محاله دیگه برگرده

تا میتونی نگاهم کن نگاهت مثله فانوسه

یه ساحل تو دله دریا یه رویا تویه کابوسه

نگاهم کن نگاهت منو جذب خودش کرده

دلم گیره به احساست محاله دیگه برگرده

نگاهم کن نگاه تو پر از عشقو پر از شوره

دلم نزدیکه دریاته دلت از ساحلم دوره

نگاهم کن نگاه تو پر از عشقو پر از شوره

دلم نزدیکه دریاته دلت از ساحلم دوره

تا میتونی نگاهم کن نگاهت مثله فانوسه

یه ساحل تو دله دریا یه رویا تویه کابوسه

نگاهم کن نگاهت منو جذب خودش کرده

دلم گیره به احساست محاله دیگه برگرده

تا میتونی نگاهم کن ...

 

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند 1393ساعت 0:58 توسط | |

 

گاهی نباید ناز کشید

نباید آه کشید

نباید انتظار کشید

نباید درد کشید

نباید فریاد کشید

تنها باید دست کشید و رفت

 

نوشته شده در یکشنبه سوم اسفند 1393ساعت 3:4 توسط | |

 

بفهـــــــــــم لعنتی !


دارد نــــاز "تــــــــــــــــــو" را میکشد..


مردی که از "غـــــــــــــــرور"

خورشـــــید هم به گـرد پایش نمی رسد

 

نوشته شده در شنبه دوم اسفند 1393ساعت 0:9 توسط | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت